نویسنده : نیما نوری - ساعت ٩:۳٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٤ امرداد ،۱۳۸۸
 

سلام ،

 

دوستان خوبم ، من به وبلاگ جدیدم نقل مکان کردم که خوشحال میشم در اونجا هم به من سر بزنید !

زمان زیادی نیست که این وبلاگ را راه اندازی کردم ، اما به مشکلاتی در پرشین بلاگ بر خوردم که بهتر دیدن نقل مکان کنم .

 

http://notpolitic.blogsky.com/

با بودنتون در کنارم ، خوشحالم کنین !

 

 

در پناه یهوه ، شاد و پاینده باشید .


بر چسب ها:
نظرات ()
 
 
 
نویسنده : نیما نوری - ساعت ٤:٠٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ امرداد ،۱۳۸۸
 

 

خارج از سیاست ، درد و دل . . .

من هم انسانم !

 

شاید عشق

شاید یک احساس خوب

شاید اعتماد دوباره

شاید سواستفاده از دل ساده

 

 

گاهی وقتها ، یک سری اتفاقات هستند که خیلی روی آدم تاثیر میگذارن .

به عنوان مثال میشه از این دست اتفاق ها ، یک سری از رفتارها رو نام برد .

حرف و سخن ها هم ، جزئی از این سری " رفتارها " هستند .

بعضی از حرفها شاید ، شاید ، شاید نسنجیده و ناگهانی زده میشن ، اما بدون دلیل ! ( گفتم شاید ! )

بعضی وقتها فقط باید به ظاهر اون حرف دقت کنی ، وقتی که از دهان خارج میشه ، همون چیزی رو ببینی که جلوی چشمت هست .

یا شایدم بعد از شنیده شدن حرفها ، باید به روح حرفی که زده شد فکر کنی ، باید اون چیزی رو ببینی که احساس میکنی !

 

اما یک دست دیگه هم از حرفها هستند ، که ظاهر و روحشون یکی هست . . .

این دست از حرفهارو شاید بشه اینطور درکشون کرد که نشات گرفته از قصد و منظوری هستن و نسنجیده و ناگهانی محسوب نیمشن !

چرا  ؟

برای رسیدن به اینکه نسنجیده و ناگهانی نیستن ، میشه به گذشته رجوع کرد !

نیاز نیست به خیلی دوردست ها نگاه کنیم ، همین نزدیکی ها . . .

همین دو قدمی ، شاید همینجا !

 

خوب منم فکر کردم ، با گذشته مقایسه کردم ، دیدم حرفی رو که من شنیدم . . . .

حرف روشنتر از روز بود و منظورش به تاریکی شب !

شبی که ظلمتش اشک فرشته ها رو هم در میاره ، چه برسه به من خاکی .

 

 

خیلی جالبه ، با زدن یک حرف ، به راحتی میشه دلی رو به دست آورد ، وبا  به زبان آوردن حتی یک جمله هم میشه دلهایی رو شکست !

 

اما این وسط ، یک سری حرفها هستند که وقتی زده میشن به همراهشون انبوهی از احساس های وحشتناک ( که بی شباهت به کابوس های شبانه نیستند ) میریزه روی سرت .

اون موقع هست که برمیگردی و میگی : ترور شخصیتی شدم !

 

ولی ، ولی ، ولی هر کسی نمی تونه شخصی رو ، ترور شخصیتی کنه !

میدونی چرا ؟! 

روشنه دیگه ، برات یک مثال میزنم ،

داری رد میشی و بقال سر کوچه بیاد بهت بگه تو دزدی ، برات مهمه ؟! ! برای من که نه ، چون طرف برام مهم نیست .

اما یک موقع میبینی کسی که به دلائلی خیلی برات مهمه ،میاد یک حرفی میزنه که تو خشکت میزنه ، بعدشم با دهن بسته و یا شایدم لب و لوچه آویزون خداحافظی میکنی ! موقع خدافظی میگی : اوهوم ، اوهوم ، سرتم تکون میدی بای بای میکنی !

عمرا" اگر بفهمی چی شده ، بعدش یهو با خودت فکر میکنی ، میبینی . . .

به به ، ترور شخصیتی شدی ، اونم از نوع درجه 3  !

 

این دیگه از اون حرفاست ، از اون حرفا که وقتی میزنن ، انگار یک تفنگ شاتگان گذاشتن روی گیج گاهت و میگن : تکون بخوری نفلت کردم !

 

حالا خر بیار ، خروار خروار احساساتت رو بار کن !

 

 

پ.ن 1: الزاما" نباید اون شخص عشقت باشه ! میشه خیلی برات مهم باشه ، بنا به دلائلی

پ.ن 2: میشه به جای خر ، از جوی هم استفاده کرد و ریختشون که برن به امان خدا

پ.ن 3: شکر خدا منظورم از متن واضح هست !

پ.ن 4: سوالات خارج از موضوع جواب داده نخواهد شد ! اصرار نفرمایید از خود راضی

 

 

 


بر چسب ها:
نظرات ()
 
 
 
نویسنده : نیما نوری - ساعت ۳:۱٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٢ امرداد ،۱۳۸۸
 

این حکوت را با علی میسنجید ؟!

 

علی جان ، درود بر تو که کمک و حمایتت ، در ظلمت شب ، تاریکی و سکوت بود که مبادا فقرا از رویت شرمگین شوند ، مبادا تو را بشناسند . . .

علی جان ، اینان ، دزدی ، دروغ ، ریا و ربا را با تو میسنجند . . .

 


بر چسب ها: فریب و دروغ، ریا
نظرات ()
 
 
 
نویسنده : نیما نوری - ساعت ٢:۱۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٢ امرداد ،۱۳۸۸
 

سلام مجدد خدمت دوستان . . .

 

فکر میکنم تقریبا" وبلاگ آماده شد !

 

مطالبی که قبلا" منتشر کرده بودم را در وبلاگ قرار دادم . . .

البته مطالبی که بعد از بسته شدن وبلاگ قبلی باقی مانده بود !

 

خدمت دوستان عرض کنم که این وبلاگ تماما" به این دست مطالب اختصاص نداره ، بلکه در آینده مطالب دیگری هم در آن قرار خواهم داد . . . . 

و ادامه راه . . .

 

پاینده باشید

 


بر چسب ها:
نظرات ()
 
 
 
نویسنده : نیما نوری - ساعت ٢:٠٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٢ امرداد ،۱۳۸۸
 

این روز ها همه واقف هستید که دولت برای سرگرم کردن مردم به چه کارهایی که دست نمی زند .
در این راستا ، یکی از پروژه های سنگینی که دولت برای آن لباس شخصی های خود را بسیج کرده است ، تبدیل کردن فارس نیوز به فارس طنز می باشد .
دولت منتصب رهبر ، با توجه به اینکه در کشورمان فضای باز سیاسی حاکم می باشد و همه و همه میتوانند به نقد بپردازند ، سعی در آن دارد که یکی از معروفترین منابع جو و دروغ سازی خود را به محلی برای سرگرمی بدل کند .
در این راستا به عنوان اولین قدم ، فارس طنز ، حضور میلیونی مردم در نماز جمعه به امامت رفسنجانی را بسیار کوچک جلوه داده و بدین نحو سعی در خنداندن مردم و سرگرم کردن ایشان دارد .
بنا به اخبار رسیده از منابع آگاه وابسته به فارس طنز ، این تارنما در نظر دارد بخش های مختلفی به پایگاه خود اضافه نماید که می توان از " پرتاب لنگ کفش به محمود " به عنوان یکی از بهترین بخش های آن نام برد .
همچنین این منبع که نخواست نامش فاش شود افزود : دولت مهر ورزی به فامیل و شرکا ، بودجه ای نزدیک به یک میلیاردلار برای این امر اختصاص داده است که این مبلغ از یک میلیاد دلار گم شده و الباقی ، تامین خواهد شد .
همچنین در جلسه اخیر دولت در مشهد مقدس ، تصویب شد که رجا نیوز نیز به رجا طنز تغییر نام داده و از منابع مالی " سهام عدالت " تغذیه شود .
در این بین ، جمعی از سپاهیان که موافقت و همبستگی خود را با دولت ضد کوتا ابراز نمودند ، در بیانیه ای که در بخش نامحسوس و غیر قابل دسترس " گرداب " موجود می باشد ، بیان نمودند که گرداب دات آی آر در نظر دارد بخشی با عنوان " سرگرمی های سپاهی " بازگشایی نماید .
در ادامه این بیانیه افزوده شده است که در این بخش به آموزش چگونگی راند خواری ، رشوه گرفتن ، ارجعیت روابط بر ضوابط و .... پرداخته میشود .
اطلاعات تکمیلی به مرور افزوده خواهد شد .


نظرات ()
 
 
 
نویسنده : نیما نوری - ساعت ٢:٠٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٢ امرداد ،۱۳۸۸
 

دلم پر است ، پر از شوری که در دل داشتم و در نهان سرکوب شد
سید برایت از تعهد و تهدید 17 تیر بگویم و یا از قسم های مادرم ؟!
از دل پردردم بگویم و یا از اشک هایم که سرازیر بود و فریاد میزدند آزادی ، آزادی . . .
اما همچنان آزادی زنده است و ما ایستاده ایم
هر روزمان 18 تیر و 18 تیرمان هر روز .

ایستاده ایم .

همین ، تمام !



پایان . . . . .


بر چسب ها:
نظرات ()
 
 
 
نویسنده : نیما نوری - ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٢ امرداد ،۱۳۸۸
 

مردم سالاری دینی !

دولت ، حکوت ، رهبریت و مردم سالاری دینی در ایران . . .

واژه ای که این روزها بسیار به گوشمان میخورد ، مردم سالاری دینی .
به گفته مسئولان بلند پایه کشورمان در ایران " مردم سالاری دینی " برپاست و نقش عمده و محوری را در آن مردم دارند .
در مردم سالاری دینی نیاز به وجود رهبربرای راهبری مردم جدا ناپذیر است و به عنوان رکنی اساسی در آن غیر قابل انکار .
و اما رهبر . . . !

با توجه به فرموده امام خمینی در رابطه با وظیفه سنگین رهبری : هر فردی از افراد ملت حق دارد مستقیماً در برابر سایرین، زمامدار مسلمین را استیضاح کند و او باید جواب قانعکننده دهد و در غیر این صورت اگر برخلاف وظایف اسلامی خود عمل کرده باشد، خود به خود از مقام زمامداری معزول است. ( آیتالله خمینی، صحیفهٔ نور، جلد ۴، ص ۱۹۰ )

و با توجه به وجود مردم سالاری دینی در ایران ، آزادی اندیشه و بیان ( که محمود احمدی نژاد در رسانه ملی گفت ) ، من هم به عنوان جزئی کوچک از این جامعه که امام آن را > هر فردی از افراد ملت < خواندند ، سوالی از سید علی خامنه ای ، به عنوان رهبر دارم !

سید علی خامنه ای ،
اکنون که شما رهبر این نظام و کشور هستید ، نه تنها وظیفه پاسخ به سوالات تک تک این مردم را دارید ، بلکه این وظیفه شماست که به سوال که نه ، استیضاح میلیونها ایرانی پاسخ دهید ، ولی متاسفانه شما آنها را تهدید به برخورد نمودید ! ! !
باتوجه به یکی از وظایف رهبر ، تنفیذ حکم ریاست جمهوری ، شما در صورتی می بایست این حکم را تنفیذ کنید که شخص ، دارای تمامی مصادیق مورد نطر در قانون اساسی باشد ، محمود احمدی نژاد در رسانه ملی نثر صریح قانون را زیر پا گذاشته و نه تنها نام اشخاص را به عنوان مفسد بیان نموده ، بلکه بر آن پا فشاری نمود که این موضوع خود به تنهایی برای عدم تایید ایشان از سوی شما کافیست !
شما نه تنها در مقام رهبر به مردم ، بلکه به بنیانگذار و علی الخصوص نثر صریح قانون خیانت نمودید و موظف به ارئه پاسخی کامل و شامل هستید ..


اکنون با توجه به فرمایشات بنیان گذار این انقلاب و حکوت ، شما موظب به پاسخ سوال بوده و من به عنوان " فردی از افراد ملت " تا رسیدن به جواب خود ، ایستاده ام .



برگرفته از افکار اکبر گنجی


نظرات ()
 
 
 
نویسنده : نیما نوری - ساعت ٢:٠٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢ امرداد ،۱۳۸۸
 

ارزش من آنگاه بالا رفت که دروغ پشت دروغ به احوال خرابم بستند
ارزش من زمانی بالا رفت که مرا تروریست خواندن
ارزش . . .
ارزش . . .


ارزش ؟
سوال من از آقای رییس جمهور منتخب وزارت کشور ( و بالاتر – نه منتخب من ، نه رییس جمهور من ) این است ، که آیا ارزش ایرانی ، با چنین تاریخ و گذشته ای که دنیا بر آن ارج مینهد ، با کوروش ، که دنیا ستایشش میکند ، این است که من را این چنین خار و پست ببینند ؟!
ارزش را در چه میپندارید ؟!
ارزش در انرژی هسته ایست ؟! به چه قیمتی ؟! از دست دادن حرمت ؟ توقیف شدن میلیارد میلیارد دارایی مردم و دولت به دلیل ..... ؟
جناب رییس جمهور (!) ، کجای دنیا برای به دست آوردن 1 ، حاظرند 10 ها را از دست بدهند ؟! با افتخار بگو " ایران " !!!!!!
اینجا ایران است ! همانجا که رای مردم را به قیمت شرف خود میخرند ! ( کدامین شرف ؟ ! ! ! )
نه ، ارزش تورم 24 درصد است ؟
نه ، ساده تر بگویم ، ارزش من در این است که شخصی بی کفایت تر از " تو " ، سخنانی که در رسانه ملی " فرمودی (!) " را تکذیب کند ؟! آن هم . . . بلر ، بلری که زمانی خدا را شکر میکردم ریییس جمهور کشورم نیست ...... ای دل غافل !
ارزش من در این است که " تو " را رییس جمهورم نمی دانم !
ارزش من در این است که " تو " را ایرانی نمی دانم !
ارزش من در این است که " تو " را " هیچکس " نمی دانم !

ارزش من در ایرانی بودنم است و بس !

نه در اینکه " تو " برای من ارزش تعیین کنی !
" تو " یی که جوانان را به خاک و خون کشیدی . . . !
" تو " یی که میلیارد میلیارد بیت المال ، از سرما یه ها را به جیب " تو " ها سرازیر کردی !
" تو " یی که حرمت ناموس نگاه نمی داری !
" تو " یی که اقتصاد کشورم را در کشورها یی که از جرگه جهان سوم هم خارج هستند جستجو میکنی !

آقای (!) رییس جمهور(!) منتخب (!) می دانی چه ذلیل شدم زمان انکار نامه بلر ؟!
متاسفانه تمامی دنیا ، تو را نماد کشورم می دانند !

دنیا بدانید ، نماد من و ما نیست ، بدانید مردم ، بدانید از خاک ایران نیست ، بدانید . . . . بدانید . . .






تا حدی آزادی از خفگان !
آزاده ایم !
شکرت .


بر چسب ها: ایرانی، فریب و دروغ
نظرات ()